قهرمان ميرزا عين السلطنه
3555
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
اروپا پا از ايران بلاديده بيرون گذاشته نظرى به سمت ساير اقاليم كنيم ( حالا كه خودمان نمىتوانيم برويم ) . جنگ عثمانى و ايطاليا در كار است و همهجا فتح با ايطاليا و اغلب طرابلس غرب را تصاحب كرده كشتيهاى درونات و آرهپلنها در دريا و هوا مشغول تهيهء آدمكشى هستند . لايحه و هيجان تجار طهران هم ثمرى نكرد و خيلى محل تعجب است ! در چنين اغتشاشات كلى روى داده چندين مملكت شوريده و آنها پايشان را از ما بالاتر گذاشته جمهورى مىخواهند ( عاقبت كه همين است پس آنها عقلشان از ما زيادتر بود از اول همين كلمه را گفتند مثل ما محرمانه صحبت نمىكنند ) از ممالك خارجه كشتيهاى هر دولت براى حفظ منافع و تبعه خودشان پىدرپى مىروند . استقراض پولهاى استقراض ايران گويا تمام شد . فعلا با سرمايهداران آمريك به توسط مسيو شوستر مشغول مذاكرهء چهار مليون ليره استقراض هستند به رهن ضرابخانه و ماليات اراضى . سفر فرنگ بس است بازگرديم به وطن خود . وضع قشقائى : صولت السلطنه و صولت الدوله يك مسئلهء تازه كه من به عقيدهء ناقص خودم به كلى منكر آن بودم و هستم و نمىدانم از روى چه قاعده بوده اين است ( لازم است مقدمهاى ذكر شود ) . وقتى كه با نظام الملك فارس مىرفتم عبد اللّه خان صولت السلطنه ايلخانى قشقائى بود . به واسطهء استعمال ترياك و شرب مسكرات زياد ( چنانچه خودم ديدم عرق را در جام برنج آبدارى لا جرعه به سر مىكشيد و يك بست ترياك را به يك نفس تمام مىكرد ) امورات ئيل مختل [ بود ] و آنطور كه مىبايست اداره نمىشد . ساير ايلخانىزادگان هم از بين رفته اسعد السلطنه پسر ايلخانى قديم هم به واسطهء مرض كوفت چشمش نابينا [ شده ] و طهران مشغول معالجه بود . در حقيقت قشقائى همين صولت السلطنه و برادرهايش را رئيس و سركرده داشت مابقى تمام شده بودند . اسمعيل خان برادر كهتر با اين حاجى محمد كريم خان كه حالا وكيل قشقائى و خالوى آنها بود « عمرو عاص » لقب داشت تا يك منزل به آباده مانده استقبال آمدند . طايفهء كشكولى كه بزرگتر و نجيبتر از ساير تيرههاى قشقائى است بزرگش همين حاجى محمد كريم خان بود و ميل داشت صولت الدولهء حاليه رئيس و